گلمکانی: رونالدو من را یاد نیکبخت می‌اندازد

گلمکانی: رونالدو من را یاد نیکبخت می‌اندازد



عرفان حاج‌بابایی: هوشنگ گلمکانی را همه می شناسند. منتقد نام آشنا و با سابقه سینما که سال های سال است در مجله معروف “فیلم” قلم می زند.او که بی تردید سرشناس ترین خبرنگار حوزه سینماست،همان اندازه که اهل فیلم است،به فوتبال هم علاقه دارد. فوتبالی که حتی بالاتر از سینما توانسته یکی از مهم ترین روزهای زندگی اش را رقم بزند.

گلمکانی که این روزها در پردیس سینمایی ملت به تماشای فیلم های سی و هفتمین دوره جشنواره فیلم فجر می نشیند،در این روزهای شلوغ جشنواره،دقایقی را هم به یک گفت و گو اختصاص داد. گفت و گویی که پیش از هرچیز شرط کرده بود درباره سینما و فیلم نباشد و هنگامی که متوجه شد درباره فوتبال است،از آن استقبال کرد.

*آقای گلمکانی طبق گفته خودتان یکی از مهم ترین روزهای زندگی تان 8 آذر 76 است. روزی که ایران با حذف استرالیا راهی جام جهانی 1998 شد.چطور برای یک سینماگر با سابقه ای مثل شما، یک مسابقه فوتبال مهم ترین روز زندگی اش را می سازد؟

-آن روز بیشتر یک اتفاق مهم اجتماعی بود که فوتبال بهانه اش شد. ممکن بود که یک حادثه دیگر منجر به این اتفاق می شد.کمااینکه قبل تر هم روز آزادی خرمشهر را داشتیم اما چون با فضای جنگ و سیاست و مصیبت آمیخته بود،آن شور و هیجان مردم قابل حدس بود.اما 8 آذر 76 کاملا غیرمنتظره بود.بخشی از غیر منتظره بودنش دقیقا مثل همان مسابقه فوتبال بود. نتیجه ای که رغم خورد و شکل دراماتیک بازی که در نهایت منجر به صعود ایران شد و همین باعث شد که ما با یک انفجار اجتماعی رو به رو شویم. چیزی که من تا به حال آن را ندیده بودم.به نظر می آید در جامعه ما چنین پتانسیلی فقط برای فوتبال وجود دارد. بعد از آن هم تمام اتفاقات مشابهی که افتادند کیفیت آن روز را نداشتند و قابل پیش بینی هم بودند و حتی برایش برنامه ریزی شد. کمااینکه Ø¯Ø± همان جام جهانی 1998 بعد از پیروزی مقابل آمریکا انگار همه منتظر بودند که مردم به خیابان بیایند.

بعد از بازی با استرالیا اما عاطفه ای که سال های سال تلنبار شده بود سر باز کرد و برای اولین بار بود که چنین اتفاقی می افتاد.

*چند وقت پیش یک یادداشتی درباره برنامه فوتبال آسیایی شبکه ورزش و جواد خیابانی که به عنوان مجری در آن برنامه حضور داشت نوشتید و به شدت از آن انتقاد کردید. فکر می کنید چرا یک برنامه ورزشی به جایی می رسد که  این گونه مخاطب را عاصی می کند و گویا اصلا نظارتی هم بر آن وجود ندارد.

-من نمی خواهم هیچوقت حرفی بزنم که توهین تلقی شود.چه توهین به اشخاص یا برنامه ها یا مثلا توهین به مدیران.مسئله این است که تمام اتفاقاتی که در سطوح بالا مثل تلویزیون رخ می دهد،سیاسی و سیاست زده است. برای مدیران تلویزیون اصلا مهم نیست که مردم چه فکر می کنند و یا چه احساسی دارند.به نظر می آید که تلویزیون برای یک گروه 50 هزار نفری برنامه می سازد که البته رضایت داشتن آن ها هم مهم نیست بلکه مهم این است که 5 هزار نفر از آن 50 هزار نفر به برنامه های تلویزیون اعتراضی نکنند و ناراضی نباشند. وقتی جمعیت میلیونی ایران اهمیتی ندارند، افرادی برای حضور در تلویزیون جذب می شوند که گوش به فرمان باشند و بتوانند آن رضایت را ایجاد کنند. در واقع این ها کسانی هستند که به فرموده عمل می کنند. در مملکت ما ریاکاری یک سکه رایج است.کسانی که مایه ندارند، با این سرمایه روزگار خود را می گذرانند.

*در حال حاضر چقدر اهل تماشای فوتبال داخلی یا خارجی هستید؟بازی ها را پیگیری می کنید؟ طرفدار تیم خاصی هستید؟

-طرفدار هیچ تیم خاصی نیستم و در یک مسابقه فوتبال مثل دکتر صدر طرفدار تیم های ضعیف تر هستم.من قبل از انقلاب در سال 53 که به فوتبال علاقه مند شدم،طرفدار ابومسلم شدم چون آن موقع در مشهد بودم. یک دوستی من در دوران خدمت داشتم که او خیلی اهل فوتبال بود. یک روز ابومسلم با پاس در ورزشگاه سعدآباد مشهد بازی داشت و من به اصرار دوستم به استادیوم رفتم. قبل از آن دو بار به ورزشگاه آزادی رفته بودم و از بالا بازیکنان را مثل مورچه می دیدم بخاطر همین چندان مشتاق نبودم که بروم. در مشهد اما رفتیم و زیر جایگاه نشستیم و من تازه آنجا با لذت فوتبال آشنا شدم.ضمن اینکه در مورد ابومسلم هم می گفتند که این تیم را ساواک ایجاد کرده چون ابومسلم همان سال تاسیس شد و بدون اینکه به لیگ دسته دو یا سه برود،یک راست وارد جام تخت جمشید شد. خلاصه بعد از آن بازی من فوتبالی شدم و دیگر هر هفته به ورزشگاه می رفتم. وقتی خدمتم تمام شد و به تهران برگشتم هم هر جمعه تنهایی به امجدیه می رفتم. در ادامه آن دوستم که طرفدار ابومسلم بود تاجی شد و من تحت تاثیر او گرایشی به تاج پیدا کردم اما از بعد انقلاب دیگر طرفدار تیم خاصی نیستم و خیلی به ندرت هم به استادیوم رفته ام.

*آخرین باری که استادیوم رفتید چه زمانی بوده؟

-آخرین بار بازی پارسال استقلال و پرسپولیس بود که به اصرار یکی از دوستانم رفتم و بازی را دیدم. قبل تر از آن هم بازی ایران و ایرلند را رفته بودم که ایران برد اما حذف شد.

*فوتبال اروپا را پیگیری می کنید؟ مثلا بین تکنیک مسی و قدرت رونالدو کدام را ترجیح می دهید؟

-به صورت جدی و حرفه ای دنبال نمی کنم اما شخصیت مسی را بیشتر ترجیح می دهم. رونالدو بیشتر به دنبال خودنمایی است و من را یاد نیکبخت واحدی می اندازد که مدام چشمش دنبال دوربین ها بود. بعضی فوتبال ها را هم اتفاقی می بینم. یک زمانی مثل 20 سال پیش دقیق تر دنبال می کردم اما الان تیم ها و بازیکنان را چندان نمی شناسم. در واقع از آن زمان تا الان دو نسل فوتبالیست عوض شده. یک زمان مثلا من تمام بازیکنان اینترمیلان را می شناختم اما الان یک یا دو بازیکنش برایم آشنا است.

*و به عنوان سوال آخر. ایران در جام ملت های آسیا با قدرت توانست به نیمه نهایی برسد اما آنجا شکست خورد و حذف شد. حذفی که باعث رفتن کی روش از ایران شد. عملکرد 8 ساله کی روش در تیم ملی را چگونه ارزیابی می کنید؟

-من وقتی بازی با چین را نگاه می کردم،می گفتم چقدر خوب است که آدم استرس ندارد و خیالش راحت است. یک تیم قدرتمندی است که در تصاحب توپ و موقعیت سازی عالی است و جدال های تن به تن را به نفع خود تمام می کند. این اولین بار است که یک تیمی درست شده که شخصیت برنده دارد و از پیش بازنده نیست. به فاصله یک بازی اما در مقابل ژاپن انگار که یک تیم دیگر شدیم. این حجم ضعف به خصوص از نظر روانی واقعا غیرمنتظره بود. تیم با یک اشتباه از پاشید و تمام رویاهای من برای این تیم به هم ریخت. کی روش به نظرم شخصیت بسیار کاریزماتیک و دوست داشتنی ای داشت. یک مدیر به تمام معنا بود و این میدانی که به جوانان داد واقعا ارزشمند بود.

موارد زیادی بود که بازیکنان تیم ملی تا لحظه آخر توپ را دنبال می کردند و هرجور بود آن را پس می گرفتند و اکثرا باعث ایجاد خطر می شد.مثل سردار آزمون که مقابل چین آن توپ ربایی عالی را انجام داد و ما گل اول را زدیم. به فاصله یک بازی اما انگار همه چیز  از دست رفت.من فکر می کردم کی روش این تیم را آنقدر از لحاظ روانی آماده کرده باشد که بتوانند بر هر حادثه ای غلبه کنند اما من نمی فهمم چرا وقتی هنوز داور سوت نزده بازیکنان ما بازی را رها کردند و به سمت داور حمله کردند؟ 5 بازیکن ما به چه دلیل این کار را کردند؟

تیم بزرگ تیمی است که بعد از بروز بحران بتواند خودش را پیدا کند و برگردد اما بعد از گل اول مثل دومینو فرو ریختیم. خیلی پایان تلخ و عجیبی برای تیم ملی رقم خورد.

254 251

منبع: خبر آنلاین گروه دانش

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *