کتاب خاطرات اسارت یک عزیز محافظ

کتاب خاطرات اسارت یک عزیز محافظ


آقا محسن از کودکی با پدر در هیات بابرکت محله می آمد و مخاطب سخنانم بود. چقدر شیرین است که حالا کتابش را به من هم لطف می کند. الحمدلله. بااینکه توفیق داشته ام به چشم خود چنین صحنه هایی را ببینم و نیز به لطف خدا خواننده ثابت چنین کتاب هایی هستم، دلم نیامد شما را به مطالعه «جندی مکلف» سفارش نکنم.
باید خواند و نباید فراموش کرد که این نظام و این کشور حاصل چه رنج ها و چه فداکاری هایی است. خصوصا سه جا بیشتر تحت تاثیر قرار گرفتم. نخست آنجا که اصرار می شود تا رزمندگان دوست مجروح خود را بگذارند و بروند. دیگری درددلهای اسیر پانزده ساله و سومی گریه مامور صلیب سرخ بر مظلومیت اسرای سرافراز ما.
دوام توفیق راوی و نویسنده را آرزومندم و در این شام غریبان فاطمی به روح بلند همه شهیدان درود می فرستم.


منتشر شده در کانال تلگرامی محسن اسماعیلی

منبع: خبر آنلاین گروه دانش

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *